باشگاه مخاطبان
نام کاربری
کلمه


ایجاد یک حساب کاربری

انواع فارنژيت(گلو درد) و راههاي درمان آنها



 

به التهاب و عفونت ناحيه حلق و لوزه ها فارنژيت گفته ميشود. حلق را ميتوان به سه قسمت : 1) نازوفارنکس که در خلف حفره بيني قرار گرفته 2 ) اوروفارنکس که در انتهاي حفره دهان واقع شده و 3) هايپوفارنکس که ادامه حلق به طرف پايين تا ابتداي مري است تقسيم ميشود. نازوفارنکس و اوروفارنکس چون ابتداي ورود به دستگاه گوارش و تنفس را تشکيل ميدهند لازم است داراي مکانيسم هاي دفاعي کافي در برابر ورود عوامل بيماريزا باشند. تراکم سلولهاي لنفاوي و سلولهاي ايمني در اين مناطق ارگانهاي جداگانه اي راتشکيل داده اند که مسئوليت آنها دفاع از تهاجم عوامل بيماريزا است. در پشت نازوفارنکس لوزه سوم ( آدنوئيد ) قرار گرفته که در اطفال زير 5 سال در اثر عفونتهاي مکرر دستگاه تنفس فوقاني ميتواند بزرگ شده سبب انسداد نسبي نازوفارنکس شود. در اين موارد تنفس کودک مشکل شده و بخصوص در شب – هنگام خواب - با صدا همراه است . گرفتگي مداوم بيني – صداي تودماغي – برجسته شدن گونه ها و گود شدن سقف دهان از ديگر علائم هيپرپلازي آدنوئيد ( لوزه سوم ) محسوب ميشود.

علائم باليني :

عمده ترين علامت باليني عفونت حلق درد است. در موارد خفيف يا اوليه بيماري درد در حين بلع وجود دارد ولي با گذشت بيماري و در موارد شديدتر درد بطور مداوم وجود دارد گرچه باز درحين بلع تشديد ميشود. گاه بلع دردناک ( odynophagia) به حدي شديد است که بيمار از فرودادن آب دهان نيز خودداري ميکند و در نتيجه ترشحات بزاق در دهان زياد ميشود وگاه از دهان جاري است. ( سيالوره ).  تب در اکثر موارد وجود دارد. درجه تب بر اساس عامل بيماريزا متغير است. در عفونتهاي ويروسي ( بجز آدنوويروس ) تب خفيف و قابل تحمل است و در موارد عفونت استرپتوکوکي بخصوص در بچه ها تب گاه تا 40 درجه سانتيگراد نيز ميرسد.  بلع دردناک يا اودينوفاژي که در فوق توضيح داده شد.

در معاينه باليني قرمزي حلق و لوزه ها  شايعترين يافته ايست که جلب توجه ميکند. اگر اريتم (قرمزي)محدود به لوزه ها باشد و ساير نقاط حلق درگير نباشد اصطلاح تونسيليت بکار برده ميشود و اگر نسج حلق نيز درگير باشد اصطلاح تونسيلوفارنژيت را بکار ميبريم. وجود اگزودا روي لوزه ها يا حلق که در اين مورد اصطلاح exudative pharyngitis  بکار برده ميشود. در اکثر موارد اگزودا محدود به لوزه است و گاه از حدود لوزه فراتر ميرود   گاه از مشاهده ماهيت و رنگ اگزودا ميتوان عامل بيماريزا را حدس زد. اگزوداي متراکم – غليظ – خاکستري کثيف که به سختي به لوزه ها چسبيده است بخصوص اگر وراي لوزه ها نيز ديده شود بيانگر عفونت ديفتري است. اگزوداي ناشي از استرپتوکوک بتا هموليتيک گروه A عموما کرمي رنگ است و محدود به لوزه باقي ميماند. گاه ماهيت فوليکولر دارد يعني محدود به کريپت هاي لوزه ( حفرات لوزه ) باقي ميماند و ساير نقاط لوزه به رنگ قرمز ملتهب ديده ميشود ( follicular exudative pharyngitis) . آدنوويروس و هرپس سيمپلکس ميتوانند اگزودا روي لوزه ايجاد کنند. در مورد آدنوويروس اگزودا مشابه استرپتوکوک است ولي در هرپس شروع بيماريزايي با وزيکول ( طاولهاي کوچک حاوي مايع ) است که پس از باز شدن وزيکول اگزوداي ملايمي روي لوزه ها پديد مي آيد. آدنوپاتي يا بزرگي غدد لنفاوي در گلودرد چرکي شايع است. در اکثر موارد عفونت استرپتوکوکي لنفادنوپاتي محدود به قسمت تحت فکي ( submandibular) ميباشد و عموما در لمس دردناک است. درعفونت هرپس نيز چنين است ولي در عفونتهاي ناشي از EBV لنفادنوپاتي  عموما در خلف گردن مشاهده ميشود و دردناک نيست. عفونت EBV (Epstein barr virus) ميتواند اگزودا روي لوزه ها ايجاد کند و بندرت ممکن است اين اگزودا وراي لوزه ها نيز ديده شود.

عوامل بيماريزا (etiologic):

استرپتوکوک بتا هموليتيک گروه A يا استرپتوکوک پايوژن ( streptococcus pyogenes) به تنهايي مسئول حدود 30٪ از عوامل ايجاد کننده گلودرد محسوب ميشود. گلودرد شديد – تب – درد بدن – ضعف و بيحالي – اگزودا روي لوزه ها ( بين 50٪ تا 70٪) و لنفادنوپاتي تحت فکي از علائم باليني اين عفونت محسوب ميشود. تشخيص اين عامل حائز اهميت است چون در صورت عدم درمان کافي يا موفق سبب عوارضي بعلت تحريک سيستم ايمني ميشود. آنتي ژن ديواره سلولي اين ميکروب با آنتي ژنهاي خودي دريچه هاي قلب – مفاصل يا گلومرولهاي کليه مشابهت دارد و دفاع هومورال ( تشکيل آنتي بادي ) توسط لنفوسيتهاي B-cell سبب ايجاد عوارضي نظير : کارديت (pancarditis ) که به روماتيسم قلبي معروف است – تورم مفاصل ( arthritis) که به تب روماتيسمي حاد ( Acute Rheumatic Fever) ناميده ميشود و درگيري کليوي ( nephritis) منجر ميشود . اين عوارض خطير و طولاني مدت هستند و صدمات جبران ناپذيري را به بيمار تحميل ميکنند. لذا شايسته است فارنژيت استرپتوکوکي با وسواس تشخيص داده شده و درمان شود.

2) ديفتري (corynebacterium diphteriae) . گرچه با اعمال واکسيناسيون همگاني عليه ديفتري اين بيماري در شرف ريشه کني است معهذي موارد تک گير بيماري ديده ميشود. تب در اين بيماري شديد نيست ولي بعلت ترشح توکسين ( سم ) بيمار شديدا بدحال است. کودکان عمده ترين گروه سني درگير هستند. در معاينه اگزوداي خاکستري غليظ که از لوزه ها به لوزه کوچک و حتي به پشت حلق و نازوفارنکس نيز کشيده شده است ديده ميشود. بلع دشوار سبب امتناع کودک از غذا خوردن يا حتي فرودادن آب دهان ميشود و سيالوره بطور شايع ديده ميشود. مشخصه اگزوداي ديفتري اين است که تلاش براي کندن غشاء سفت لوزه سبب ايجاد خونريزي ازسطح لوزه ميشود. اگزودا مجموعه اي از ميکروبهاي کشته شده – سلولهاي ايمني مخدوش شده – ترشحات پلاسما و سلولهاي اپيتليال لوزه هستند که بطور عميق با نسج لوزه ممزوج شده اند. تشخيص اين عفونت نيز حائز اهميت بسيار است چون در صورت عدم درمان سم ميکروب روي قلب تاثير گذاشته سبب مرگ ميشود. گاه وسعت اگزودا در اوروفارنکس يا نازوفارنکس سبب انسداد تنفسي شده خفگي کودک را بدنبال دارد. اين بيماري يک اورژانس پزشکي محسوب ميشود و بايد علاوه بر اقدامات سريع جهت تاييد تشخيص درمان را نيز بصورت همزمان شروع کرد ( تزريق آنتي توکسين و آنتي بيوتيک ). در بحث درمان در اين مورد بيشتر شرح داده خواهد شد

3) کورينه باکتريوم همولايتيکوم (corynebacterium haemolyticum ) . از نظر باکتريولوژي شبيه ديفتري است ولي فاقد اگزوتوکسين کشنده آن است. اين بيماري اگزودايي شبيه استرپتوکوک ايجاد ميکند که ممکن است به ندرت از حدود لوزه ها فراتر رود. تب ملايم است – علائم عمومي نظير درد بدن – توکسي سيتي – لرز و لکوسيتوز معمولا ديده نميشود. مشخصه عفونت با اين ميکروب ايجاد ضايعات پوستي بصورت راش (rash) در تنه و اندامها است که رويت اين ضايعات پزشک را به وجود اين عامل بيماريزا هدايت ميکند. تشخيص مستلزم جداکردن ميکروب از سطح لوزه است که محيط مخصوص کشت کورينه باکتريوم را لازم دارد.

4) گنوکوک ( Neisseria gonorrhea) . گروه نيسرياسه عموما در دستگاه ادراري تناسلي بيماريزايي ايجاد ميکنند ولي ممکن است در حلق نيز کولونيزه شوند و بصورت کومانسال وجود داشته باشند. عفونت حاد نايسريا گونوره ميتواند تونسيليت يا فارنژيت شبيه استرپتوکوک ايجاد کند . وجود اگزودا نادر است و عموما درمعاينه اريتم و تورم لوزه ها ديده ميشود. علائم سيستميک ملايم هستند. تب – ميالژي – سردرد – بلع دردناک در اکثر موارد ديده ميشود. اين ميکروب عارضه خاصي ايجاد نميکند ولي از نظر اپيدميولوژيک حائز اهميت است. اين عفونت اکثرا در جوانهاي فعال از نظر جنسي ديده ميشود.

5) آدنوويروس -  adenovirus. همانطور که ذکر شد جزء معدود ويروسهايي است که ميتواند اگزودا روي لوزه ايجاد کند. تورم و اريتم لوزه ها – علائم سيستميک ملايم  و لنفادنوپاتي تحت فکي و زنجيره قدامي گردن در اکثر مبتلايان ديده ميشود. از خصائص اين عفونت ميتوان درگيري همزمان چشمها بصورت تورم ملتحمه (conjunctivitis) را نام برد. وجود کونجنکتيويت يا با احتمال کمتر راش جلدي پزشک را به تشخيص اين عفونت راهنمايي ميکند.

6) هرپس سيمپلکس – herpes simplex (ويروس تبخال). عموما تيپ 1 و ندرتا تيپ 2 ميتواند حفره دهان و فارنکس را درگير کند. کوکساکي ويروس coxsackievirus نيز علاوه بر ضايعات جلدي ميتواند حفره دهان را درگير کند و ضايعات مخاطي (enantem) شبيه هرپس ايجاد کند. تفاوت اين دو در اين است که هرپس معمولا قسمت قدام ( جلوي ) دهان را درگير ميکند و گاه فارنژيت ايجاد ميکند ولي کوکساکي A قسمت خلف ( عقب ) و سقف دهان را درگير کرده و عموما روي مخاط دهان ضايعات مخاطي سفيد-کرم رنگ به اندازه 1-2 ميليمتر ايجاد کند.  همانطور که شرح داده شد در عفونت هرپسي شروع عفونت بشکل وزيکول است که بعد (‌ظرف 2الي 3 روز) طاولها باز شده ترشحات توام با دبري هاي ناشي از عفونت شمايي شبيه اگزودا روي فارنکس يا لوزه  ايجاد ميکند. عارضه خاصي بدنبال عفونت با اين ويروس ها وجود ندارد و بيماري عموما خود محدود شونده است. گرچه در زمان بيماري درد شديد در حفره دهان کودک را آزار ميدهد و خوردن غذا با دشواري همراه است

7) اپشتين وار ويروس ( EBV)  و سايتومگال ويروس (CMV). اين دو ويروس جزء DNA-viruses هستند و عليرغم بيماريزايي پايين در کودکان ميتوانند فارنژيت هاي طول کشنده و شديد ايجاد کنند. CMV سيستم ريتيکولواندوتليال نظير طحال يا کبد را بيشتر درگير ميکند و درگيري لوزه ها و غدد لنفاوي گردن بيشتر با EBV ديده ميشود. اين ويروس ميتواند اگزودايي کاملا مشابه استرپتوکوک روي لوزه ها ايجاد کند. اگزودايي ملايم به رنگ cream که گاه خارج از حدود لوزه ها نيز مشاهده ميشود. از مشخصات عفونت با اين ويروس برجسته شدن غدد لنفاوي گردن بخصوص در نواحي خلف گردن و نيز طول کشيدن بيماري و عدم پاسخ مناسب به تزريق پني سيلين يا تجويز ساير آنتي بيوتيکها است. از ديگر خصوصيات عفونت با اين ويروسها ( بخصوص CMV  ايجاد راشهاي جلدي روي تنه و اندامها يکي دو روز بعد از تجويز آمپي سيلين يا آموکسي سيلين است.  تغييراتي که در خون محيطي ايجاد ميکند (‌لنفوسيتوز و لنفوسيت آتي پيک بيش از 10٪ ) و توليد آنتي بادي ( monospot test) پزشک را در تشخيص قطعي کمک ميکند. گاه همزمان با اين ويروس باکتريهاي پاتوژن نيز جدا ميشوند نظير استرپتوکوک يا کورينه باکتريوم. اينکه آيا اين باکتريها بطور توام عفونتزايي نيز دارند يا خير مورد ترديد است ولذا برخي پزشکان اعتقاد دارند در صورت جداسازي باکتري پاتوژن آنتي بيوتيک مناسب نيز تجويز شود. بطور کلي عفونت EBV خود محدود شونده است و بدون عارضه خاصي خوب ميشود. به ندرت اگزوداي وسيع – تورم شديد مخاط حلق و يا بزرگي غدد لنفاوي گردن سبب ايجاد انسداد نسبي شده به بيمار حالت تنگي نفس يا خفگي دست ميدهد.

8) ايدز – HIV infection : خود ويروس HIV در جريان بيماريزايي خود در مرحله Acute retroviral syndrome ميتواند فارنژيت ايجاد کند. لنفادنوپاتي گردن معمولا ديده ميشود. علائم سيستميک وجود دارند و ضعف جسمي نيز چشمگير است ولي اگزودا روي لوزه تشکيل نميشود. تشخيص اين عفونت با تابلوي ذکر شده بسيار دشوار است و ظن قوي پزشک بعد از مصاحبه کامل – معاينه فيزيکي دقيق و درخواست تستهاي آزمايشگاهي مناسب (p24) ميتواند پزشک را به تشخيص برساند.

9) قارچها و بخصوص کانديدا در بيماران دچار نقص سيستم ايمني ميتوانند لوزه ها را درگير کنند. در بيماران ديابتيک – مبتلا به سرطان – بيماران تحت شيمي درماني و مبتلايان به ايدز ممکن است کانديدا  بصورت بيماريزا در دهان و حلق عفونت ايجاد کرده لکه هاي سفيد رنگ پنبه اي شکل روي مخاط دهان و لوزه ها ايجاد کند. ضايعه عموما با درد شديد همراه نيست و اريتم مخاط دهان و لوزه ها بطور شايع ديده ميشود. ساير قارچهاي سيستميک نظير کوکسيديومايکوزيس – کوکسيديوايدومايکوزيس – نوکارديا – کريپتوکوک نيز در بيماران دچار نقص سيستم ايمني ميتواند فارنژيت ايجاد کند ولي اکثر اين عوامل در ايران به ندرت ديده ميشوند ( آندميک نيستند )

10) ويروسهايي از قبيل آنفولانزا – پاراآنفولانزا – RSV – کوروناويروس و رينوويروس ميتوانند در سير بيماريزايي خود لوزه ها را نيز درگير کنند ولي عموما علائم ناشي از خود بيماري شديد تراز علائم فارنژيت است و بيمار در حين توضيح علائم خود نظير : آبريزش بيني – گرفتگي بيني – تب و درد عضلاني ( در مورد آنفولانزا ) احساس خارش يا درد ملايم را نيز در حلق ذکر ميکند که توجه به همين نکته ميتواند پزشک را در تشخيص فارنژيت از عفونتهاي ويروسي دستگاه تنفس کمک کند.

تشخيص :

عمده ترين جنبه اي که در درمان بايد در نظر گرفته شود افتراق استرپتوکوک پايوژن از ساير عوامل بيماريزا است چون اگر بخوبي تشخيص و درمان نشود عوارض جبران ناپذيري ايجاد ميکند. کشت حلق بهترين روش تشخيص اين عامل بيماريزا است ولي حداقل 2 روز زمان ميبرد. چون بايد براي درمان بيمار سريعا تصميم گيري شود ميتوان از تستهاي راپيد تشخيص آنتي ژن استفاده کرد. اين تستها ( Strip ) هنوز در کشور ما چندان رايج نشده اند ولي ساده اند و به کمک آن بسرعت ميتوان عفونت استرپتوکوکي را تشخيص داد. عقيده کلي بر اين است که اگر تست استريپ مثبت شد نيازي به انجام کشت نيست ولي اگر منفي گزارش شد کشت حلق بايد انجام گيرد . حساسيت تست را حدود 80٪ و ويژگي آنرا بيش از 90٪ ميدانند. بجز اين دو روش تشخيص اسمير مستقيم از لوزه يا اگزوداي روي لوزه با رنگاميزي گرم ميتواند پزشک را تا حدي راهنمايي کند. استرپتوکوک بصورت کوکسي هاي گرم مثبت پراکنده بنفش رنگ زير لام ديده ميشود. وجود اين يافته در کنار علائم باليني منطبق با فارنژيت استرپتوکوکي ميتواند تاحدي تشخيص را آسان کند ولي تشخيص قطعي مستلزم کشت حلق است.

ت

در مورد ويروسها در شرايط ما امکانات تشخيصي کافي وجود ندارد و عموما تشخيص عفونت ويروسي حلق بر اساس رد کردن ساير عوامل بيماريزا و کلينيک بيمار صورت ميپذيرد. در يافته هاي پاراکلينيکي عدم افزايش ESR – لکوسيت کانت تقريبا طبيعي يا مختصر افزايش يافته و نيز در اکثر موارد غالب بودن تعداد لنفوسيت ميتواند پزشک را به ويروسي بودن عفونت راهنمايي کند.

در مورد قارچها گرچه کشت قطعي ترين روش تشخيص است ولي بعلت زمان بر بودن اين متد و نيز محدود بودن امکانات کشت قارچ عموما از اسمير مستقيم لوزه و يافته هاي باليني جهت تشخيص استفاده ميشود.

درمان:

هنوز مقاومت سطح متوسط يا بالا نسبت به استرپتوکوک بتاهموليتيک ( جز در موارد محدودي از دنيا ) گزارش نشده است. لذا درمان فارنژيت استرپتوکوکي تزريق يک دوز پني سيلين بنزاتين 1.200.000 واحدي است. ميتوان از تزريق همزمان 2 عدد پني سيلين 6.3.3 در بالغين و يکعدد در اطفال زير 28 کيلوگرم استفاده کرد. مزيت پني سيلين 6.3.3 نسبت به بنزاتين پني سيلين تاثير زودتر آن بعلت داشتن پني سيلين کريستال است. در مناطقي که شک مقاومت استرپتوکوک به پني سيلين وجود دارد يا با تزريق يک دوز پني سيلين نتيجه قابل قبول عايد نشد ميتوان 3 روز اول را علاوه بر تزريق پني سيلين از آموکسي سيلين با دوز 500 ميليگرم تا 1 گرم هر 8 ساعت يا کوآموکسي کلاو 625 ميليگرم هر 8 ساعت ويا آزيترومايسين 500 ميليگرم در روز استفاده کرد. البته روي اين موضوع اتفاق نظر وجود ندارد.

در موارديکه ترريق پني سيلين ممکن نيست ميتوان از پني سيلين وي (p.v) با دوز 250 الي 500 ميليگرم هر 8 الي 6 ساعت استفاده کرد منتهي دوره درمان حداقل بايد 10 روز اعمال شود تا ميکروب از لوزه ها ريشه کن شود.

در موارد حساسيت به پني سيلين ميتوان از داروهاي ديگر استفاده کرد : اريترومايسين براي 10 روز – آزيترومايسين – کلاريترومايسين براي 7 روز – کليندامايسين 300 ميليکرم هر 6 الي 8 ساعت براي 10 روز – داکسي سيکلين 100 ميليگرم دوبار در روز بمدت 10 روز. پيشنهاد ميشود از تتراسيلکلين و کوتريموکسازول براي درمان فارنژيت استرپتوکوکي استفاده نشود ( مقاومت نسبي ميکروب به اين داروها و عدم ريشه کن شدن ميکروب از لوزه ها )

در موارديکه عفونتهاي مکرر لوزه وجود دارد يکي از بهترين داروهايي که ميتوان براي پيشگيري از عود فارنژيت بکار برد کليندامايسين خوراکي با دوز ذکر شده در فوق است.

 

-          عفونت هرپس ( تبخال ) را ميتوان با آسيکلووير (acyclovir) با دوز 400 ميليگرم هر 5 ساعت بمدت 5 روز درمان کرد. درمانهاي حمايتي جهت کاهش درد نظير ضد التهاب و استامينوفن پيشنهاد ميشود. غرغره شربت ديفن هيدرامين تاثير چنداني در سير عفونت ندارد ولي ميتواند شدت سوزش و درد را بطور موقت کاهش دهد.

-          عفونت آدنوويروس گرچه از انواع شديد عفونت حلق به شمار ميرود نيازمند درمان نيست و پس از گذشت 10 الي 14 روز خود بخود محدود ميشود.

-          عفونت EBV & CMV اگر چه دوره بيماريزايي طولاني دارند ولي خود محدود شونده هستند. گرچه براي درمان عفونتهاي سيستميک شديد ناشي از اين دو ويروس دارو در اختيار داريم ولي فارنژيت ناشي از اين ويروسها نياز به درمان ضد ويروس ندارد. گاه التهاب شديد فارنکس بخصوص در مورد EBV ميتواند انسداد نسبي راه هوايي ايجاد کند که در اينصورت تزريق يک دوز دگزامتازون سبب بهبود علائم و بازماندن دستگاه فوقاني تنفس ميشود

-          ديفتري : درمان اين عفونت يک اورژانس طب محسوب ميشود. چون بخش عمده بيماريزايي ديفتري بعلت اگزوتوکسين اين ميکروب است خنثي کردن سم ميکروب در اولويت درمان قرار ميگيرد. لذا بايد اولين اقدام درمان آنتي توکسين ديفتري باشد. آنتي توکسين از سرم اسب تهيه ميشود ولذا ميتواند حساسيت در بيمار ايجاد کند. جهت تعيين اينکه بيمار حساسيت دارد ياخير به اين روش عمل ميکنيم : تست خراش – Scratch test که در اين روش با سرسوزن استريل يک يا دو خراش سطحي روي پوست ايجاد ميکنيم بشرطي که منجر به خونريزي نشود. سپس يک قطره سرم ضد ديفتري با رقت 1000/1 را روي خراش ميريزيم. اگر پس از چند ثانيه کهير در موضع ايجاد شد بيمار حساسيت دارد . اگر کهير ايجاد نشد 1/0 ميلي ليتر از همين رقت را داخل جلد تزريق ميکنيم. اگر حساسيت موضعي ايجاد نشد ميتوان سرم ضد ديفتري را تزريق کرد. دوز آنتي توکسين : در ديفتري حلقي يا بيني اگر زماني کمتر از 48 ساعت گذشته باشد مقدار 40000واحد کفايت دارد. اگر حلق و بيني با هم درگير بود 80000 واحد و اگر زماني بيش از 3 روز از شروع علائم ديفتري گذشته بود يا وسعت بيماري بيش ازاين بود تا 120000 واحد تزريق ميشود. اکثر مولفين معتقدند نصف سرم بصورت انفوزيون آهسته وريدي و نصف دارو عضلاني تزريق شود. برخي تزريق عضلاني کل دوز را ارجح ميدانند. ميتوان کل دارو را بشکل انفوزيون وريدي نيز تزريق کرد ولي عموما با واکنشهاي نسبتا شديد همراه است.

-          نکته قابل ذکر اين است که بطور کلي در درمان فارنژيت ها از دگزامتازون استفاده نشود. چون اکثر عوامل ويرال در اثر تزريق اين دارو شدت يافته عليرغم بهبود آني و ظاهري بيمار طولاني شدن عفونت و دوره بيماريزايي را بدنبال دارد. عموم بيماران فرداي پس از تزريق دگزامتازون از بدتر شدن علائم باليني خود شکايت دارند. اما استفاده از ضد التهاب نظير ناپروکسن يا تولمتين يا بروفن بلامانع است. از تجويز آسپيرين در دوران اپيدمي آنفولانزا بعلت احتمال ايجاد سندرم ري پرهيز شود.

     

         پيشگيري:

-          نکاتي که بايد توسط بيمار رعايت شود: تا زمانيکه کشت لوزه منفي شود بيمار ميتواند ميکروب موجود در حلق خود را به ديگران منتقل کند. با سرفه و عطسه قطرات ريزي در هوا معلق ميشوند (droplet) که تا 1 متر برد دارند و براحتي ميتوانند طرف مقابل را آلوده کنند. لذا توصيه ميشود افراد مبتلا تا بهبودي کافي ويا حداقل 48 ساعت پس از مصرف آنتي بيوتيک مناسب موقع صحبت – عطسه يا سرفه جلوي دهان و بيني خود را با دستمال تميز بپوشانند.موقع صحبت با افراد سالم در مقابل صورت آنها قرار نگيرند و بهتر است زاويه دو صورت 90 درجه باشد. رعايت حداقل فاصله 1 متري الزامي است.

-          بيماران آنتي بيوتيک را با دوره کافي و به فواصل زماني تعيين شده استفاده کنند. تسکين درد گلو به منزله بهبودي کامل نيست

-          نوشيدن مايعات ولرم به تسکين درد گلو کمک ميکند. رژيم غذايي نرم و فاقد مواد محرک نظير ادويه باشد

-          غرغره آب يا سرم نرمال سالين ولرم به کاهش التهاب حلق کمک ميکند

 

-          داروهاي ضد التهاب در صورتيکه منع مصرف نداشته باشند بهتر از استامينوفن ميتوانند التهاب حلق و لوزه را کاهش دهند. ناپروکسن 250 ميليگرم هر 8 ساعت – ايبوپروفن يا ژلوفن 400 ميليگرم هر 8 ساعت – تولمتين 200 ميليگرم هر 12 ساعت داروهايي موثر محسوب ميشوند.

 



ارسال نظر